تبليغاتX
مشهورترین زنان ایران

مشهورترین زنان ایران

ای اهورا مزدا یاریم ده تا بنگارم نگفته ها را

 

از زنان قدرتمند ایران زمین 

 

 

 

 

به پاس هر وجب خاکی از این ملک          چه بسیار است ، آن سرها که رفته !

ز مستی برسر هر قطعه زین خاک           خدا  داند  چـه  افسر  ها  که  رفــته 

 

 

دوستان گلمُ ..این بخش همیشه ثابت است. لطفا به مطالبم رجوع کنید...

برای بهترین دوستانم آموزش خط و زبان پهلوی را در یک تارنمای دیگر به رشته ی تحریر در آورده ام .. اگه دوست دارید فراگیرید بدان سربزنید.. با سپاس..

http://khat-zabanepahlavi.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 3:1  توسط آذین  | 

زنان فرهیخته ایران زمین از دیرباز تا کنون

پت نام یزدان

شاید اگر بخواهیم نام و زندگی تمام زنان شاعر و نویسنده را بنویسیم از عدد میلیون رد شود دراینجا به زنان مؤثر در پیشبرد شعر وادب و زنان پیشرو اکتفا شده است:


آتوسا مادرخشایار شاه که نخستین زن شاعر و ادیب ایران بود و از مشوقین آموزش و پرورش در عهد خود به شمار می رفت.



ملافضه کتاب " کشف الغطا " را نوشت. وی زنی عالم، فاضل و ادیب و خوشنویس بود. او سرپرستی تدریس اصول و فقه و حدیث را بر عهده داشت و بعضی از علما کتاب قوانین میرزای قمی را نزد او خواندند. گفته اند که وی از راه استنساخ کتب امرار معاش می کرد.



افرابن اولین نویسنده  زنی است که نویسندگی را حرفه و شغل خود قرار داد.



رابعه قزداری شاعر ایرانی که بنا به روایتی درسال 95 و به روایتی دیگر در سال 99 ق. در بصره به دنیا آمد و درخانواده ای تهیدست رشد یافت، رابعه به شعر و ادب فارسی و عربی مسلط بود و به هر دو زبان شعر می­گفت. سال وفات رابعه به سه قول 135 یا 180 یا 185 ش. گفته شده است.



مهستی گنجوی در سال 559 ش. وفات یافت نام اصلی او منیژه بود و در سال 475 ش متولد شد. وی علاوه بر آن که شعر می گفت چنگ نیز می نواخت. بسیاری او را پیش کسوت زنان شاعر فارسی زبان دانسته اند.


فخرالسطنه فروهر از زنان فعال و نویسنده در زمان مشروطیت بود. او در اداره مجله "نسوان وطن خواه" نقش مؤثری داشت و او را به خاطر چاپ مقاله در روزنامه "شفق سرخ" محکوم به تبعید کردند، اما دستگاه حکومتی وقت فقط به تبعید بیست روزه او به قم اکتفا کرد.


صدیقه دولت آبادی از فعالین جنبش زنان در ایران و نویسنده و روزنامه نگار، درسال 1261 ش. به دنیا آمد او سالها در اروپا تحصیل کرد و مقالات بسیاری نیز در زمینه مسائل زنان دارد و در جهت گسترش آگاهی زنان خدمات بسیاری انجام داد. وی درسا ل 1340 در گذشت.


روشنک نوع دوست در سال 1306  به دنیا آمد. او نویسنده و روزنامه نگار بود که مجله " پیک سعادت نسوان " را به چاپ رساند. 


دکتر مهرانگیز منوچهریان کتاب "انتقاد بر قانون اساسی ایران از نظر حقوق زن " را چاپ کرد. وی حقوقدان بود و در سال 1968 موفق به دریافت جایزه صلح حقوق بشر شد. منوچهریان در حدود 42 کتاب و رساله در زمینه های  روانشناسی، حقوق تطبیقی و اجتماعی درداخل و خارج کشور به چاپ رساند.


پرین
بانوی دانشمند ایرانی دختر گباد شاه بود که نسخه ای از اوستا را به زبان پهلوی برای مؤیدان هندی رونویسی کرد.


دکتر پوران دخت شجیعی دارای دکترا درادبیات فارسی و اولین استاد زن در دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان و از آثارش به کتاب "درباره ی سبک شعر پارسی" می توان اشاره کرد 


بیجه منجمه از زنان منجم، شاعر و فاضل قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری وی تقویم را به خوبی استخراج می کرد و شعر نیز می سرود. 


جانان بیگم زنی دارای علم و فضل بود و تفسیری بر قرآن نوشت.


سیمین دانشور درسال 1300 به دنیا آمد دارای درجه  دکترا درادبیات فارسی و اولین مجموعه داستانش را در 1327 منتشر کرد. دو کتاب به نام "سووشون"  و "جزیره سرگردانی" را منتشر و تعداد زیادی کتاب و مقاله ترجمه کرده است.


نصرت امین اصفهانی از نویسندگاه شهیر ایرانی که درسال 1265 ش. به دنیا آمد. وی از زنان فقیه و مجتهده دنیای اسلامی و از اساتید حوزه ی علمیه اصفهان است. او در سال 1362 شمسی در گذشت. 


بدرالملوک بامداد نخستین کتاب خانه داری به سبک جدید را برای زنان و دختران به رشته تحریر در آورد و کتاب روانشناسی تربیت، هدف پرورش زن، تعلیم و تربیت دمکراسی در ایران از دیگر نوشته های ایشان است. 


گلبدن بیگم در 930 قمری به دنیا آمد متولد خراسان و خاطراتش را با عنوان "همایون نامه" منتشر کرد که نسخه ناقص آن در موزه بریتانیا وجود دارد.


ام الفضائل علویه هاشمیه اصفهانی کتاب "سیرملوک" را به چاپ رساند. از وی کتاب های دیگری هم چون "معاد یا آخرین سیر بشر" به چاپ رسیده است. 


شاه بیگم ملقب به ضیاء السطنه، دختر فتحعلیشاه که زنی سخنور فرمان نویس و خزانه دار و خطاط کتاب و زیارت نامه های متعدد دارد. 


هاشمیه خواهر حاجی امین التجار اصفهانی در فقه و اصول به درجه اجتهاد رسید و به مقام استادی نائل شد دارای کتب علمی متعددی از جمله کتاب اربعینی در جمع اجتهاد را به رشته تحریر در آورد. 


ساره خاتون ترجمه و شرح کتاب "عوامل جرجانی" را به نام "شرح عوامل المائه" نوشت.


شهناز رشدیه (آزادمراعه ای) به واسطه چاپ مقالاتش دچار مشکلات زیادی از جمله حبس و زندان شد. 


سرور مهکامه شاعر ایرانی در لاهیجان به دنیا آمد وی بیش از 5000 بیت شعردارد و درسال 1325 در کنگره نویسندگان در شمارهیئت ریسه بود. 


جهان ملک خاتون شاعری شیرازی و معاصر با حافظ  بود که با حافظ رد و بدل شعری داشت او انجمنی داشت و دانشمندان زمان وی درخانه او گرد می آمدند. نسخه دیوان او درکتابخانه فرانسه موجود است. 


مهرتاج رخشان (بدرالدجی) سخنرانی و مقالات بسیاری درمورد آزادی زنان به نگارش درآورد او به زبان های انگلیسی، فرانسه و عربی آشنایی کامل داشت و بیش از هزار بیت شعر سروده است. او متولد 1286 تهران می
باشد.


پروین پیر مارشال غیبی شاعر بود و کتبی نیز تألیف کرده است از جمله کتاب " اسرار تاریه پارس". وی درسا ل 1282 ش. در شیراز متولد شد.


بی بی خانم استرآبادی
( وزیراف) در سال 1313 کتابی به نام " معایب الرجال " را در جواب به رساله " تأدیب نسوان" به دست خط خود به نگارش درآورد.مضمون کتاب درواقع نقدی است بر کتاب " تأدیب نسوان". شاید بتوان گفت کتاب معایب الرجال اولین نوشته درایران است که یک بانوی روشنفکر ایرانی از نگاه زنانه به نقد اجتماعی می پردازد. 


افضل وزیری دختر بی بی خانم استرآبادی توانست مدرک " سرتیفکا" دارالمعلمین را بگیرد وی مقالات متعددی در احقاق حقوق زنان در روزنامه های آن زمان مانند شفق سرخ می نوشت.

زینب شهده دختر احمد ایبوردی یکی از خطاطان معروف قرن ششم است. وی در سخنوری و شاعری شهره زمان خودش گشت و در سال 574 ق. به سن 80 سالگی در گذشت.  


ادامه دارد....

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 17:27  توسط آذین  | 

دیگر زنان دوران قاجار

اَشرَف المُلوک (فَخرالدوله)

(زادهٔ ۱۲۶۱ خورشیدی) از بانوان پرنفوذ روزگار قاجاری بود.

او مادر علی امینی و بنیانگذار مسجد فخرالدوله در محله دروازه شمیران شهر تهران است.
خیابان فخرآباد و مسجد فخرالدوله نامشان را از وی گرفته‌اند. او دختر دهم مظفرالدین‌شاه بود كه مادرش سرورالسلطنه دختر فیروزمیرزا فرمانفرما اولین بانوی دربار مظفرالدينشاه به شمار می رفت

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

فاطمه ملقب به انیس‌الدوله

همسر مورد علاقه و سوگلی حرم‌سرای ناصرالدین‌شاه قاجار، پادشاه ایران بود.

کودکی و خانواده

فاطمه، دختر نورمحمد نامی، در کودکی یتیم شد و مادرش نیز مجددا ازدواج نمود. فاطمه به ناچار در امامه نزد عمو و عمه خود زندگی سختی را به چوپانی می‌گذراند. عمویش صفر و عمه‌اش نسا نام داشتند. او دو برادر دیگر هم به نام‌های حبیب‌الله و محمدحسن داشت که بعدها به حکومت قم و درجه امیرتومانی رسیدند و به القاب معظم‌السلطنه و معظم‌الدوله مفتخر شدند

رابطه با شاه

آشنایی ناصرالدینشاه و انیس‌الدوله در یکی از سفرهای شکار شاه اتفاق افتاد. در سفری که شاه برای شکار به حوالی امامه رفته بود، دختر چوپانی را می‌بیند و پس از اندکی مصاحبت، او را خوش صحبت و شیرین زبان می‌یابد و با خود به تهران می‌آورد. انیس الدوله ابتدا به دست جیران سپرده می‌شود تا آداب معاشرت بیاموزد. با مرگ جیران (سوگلی قبلی شاه) خانه و اثاث او به انیس‌الدوله سپرده می‌شود و او به تدریج مقام و نفوذ لازم را پیدا می‌کند.

انیس‌الدوله نسبت به شاه وفاداری حیرت انگیزی داشت. او پس از ترور ناصرالدین‌شاه تا زمان مرگ عزادار بوده و زمانی که اتابک حقوق وی را بصورت یک بسته اسکناس برای وی فرستاد، با مشاهده تصویر ناصرالدینشاه بر اسکناس‌ها، غش کرد و پس از چند ساعت فوت نمود.

وظایف اداری

مقام انیس‌الدوله بر سایر همسران ناصرالدینشاه برتری داشت و عملاً می‌توان او را ملکه ایران دانست. او بر خلاف دیگر زنان شاه، چنان قدرتی داشته‌است که می‌توانسته با شاه مستقیما دعوا و حتی قهر کند. اعتمادالسلطنه در کتاب روزنامه وقایع بارها چنین مناسباتی را گزارش نموده‌است. او درباره مقام انیس‌الدوله نوشته‌است:

پذیرایی نسوان بزرگ دولت از بنات ملوک و اشراف و خواتین و شاهزادگان و اعیان و این قبیل امور عظیمه راجعه به سرای درونی همایونی در حیات مرحومه مهدعلیا(مادر ناصرالدینشاه) و ستر کبری به شخص شریف ایشان اختصاص داشت و بعدها کافه این سنخ اعتبارات و مراتب و مشاغل و مناصب باجواری عضه‌الدهر، ملکه‌العصر، نواب مستطاب متعالیه انیس‌الدوله‌است.

انیس‌الدوله از سوی شاه نشان حمایل آفتاب و تمثال همایونی دریافت کرد او که خود اهل امامه لواسان بود. در ناصرآباد پلی بنا کرد.

سفر فرنگ

او نخستین ملکه ایران است که تا اروپا مسافرت کرد. او با شاه تا مسکو همراه بود ولی حضور دختران اشراف‌زاده روسی و مراسم غربی در جریان خوش‌آمدگویی از آن‌ها باعث برخورد فرهنگی شد و ناصرالدین‌شاه انیس‌الدوله را به تهران برگرداند. ماجرا چنین بود که به محض اینکه شهردار مسکو از ورود انیس‌الدوله اطلاع یافت، تا دروازه شهر رفت و تلاش کرد تا دسته گلی تقدیمش کند، برای گریز از چنین دردسرهایی، مشیرالدوله به شاه توصیه کرد تا انیس‌الدوله را به تهران بازگرداند. شاه در طول سفر مدام نگران عصبانیت انیس‌الدوله از بازگشت اجباری‌اش به کشور بوده و در تلگرافی از لندن، احوال خواجگان و منشی و اقوام وی را نیز جویا شده‌است:

...جای شما حقیقتا خالی است که تماشای وضع زن‌ها و مردهای اینجا را بکنید...اگر هوای تهران گرم است، چند روزی مختصراً بروید به صاحبقرانیه. البته بروید. آغامحراب، آغارضی، آغاعلی چه می‌کنند؟ معصومه کجاست؟ چه می‌کند؟ احوال بدرالدوله را بپرسید. سوغات‌های شما را انشاالله پاریس حاضر می‌کنم.

ولی کار به همین جا ختم نشد. انیس‌الدوله در مسکو سوگند یاد کرد تا انتقام کارشکنی مشیرالدوله را بگیرد.او موفق شد روحانیون و درباریان را بر علیه مشیرالدوله بشوراند. با بازگشت شاه به کشور، مقصود انیس‌الدوله برآمد.

نیکوکاری‌ها

انیس‌الدوله به کارهای خیر علاقه داشت:

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تاج الملوک معروف به ام الخاقان

(متوفی ۱۳۲۳ قمری) ملکه دوره مظفرالدین شاه قاجار بود و محمدعلی شاه فرزند اوست.

او دختر میرزاتقی خان امیر کبیر و عزت‌الدوله (خواهر ناصرالدین‌شاه قاجار) بود که در سال ۱۲۸۴ قمری با پسر دایی خود مظفرالدین میرزا (مظفرالدین شاه آینده) ازدواج کرد و محمدعلی میرزا (محمدعلی شاه آینده) را در سال ۱۲۸۹ قمری در تبریز به دنیا آورد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار

(۱۳۰۱ هجری قمری- ۱۳۱۶، تهران) از مدافعان انقلاب مشروطه و عضو انجمن حریت نسوان بود و با شاعران آزادی‌خواهی هم‌چون میرزاده عشقی ارتباط داشت. وی همچنین انتقادهایی جدی به وضعیت حکومت و سلطنت برادرش، مظفرالدین‌شاه قاجار داشت و بسیاری از مشکلات کشور را حاصل عدم کفایت شاهان قاجار می‌دانست. تاج‌السلطنه حاصل ازدواج ناصرالدین شاه و دختر عموی‌اش توران السلطنه است.

وی به نوشتن خاطرات خود علاقه داشت. بخش‌هایی از خاطرات او به نام «خاطرات تاج السلطنه» در ایران منتشر شده است.

در اواخر سال ۱۳۰۱ هجری قمری، برابر با ۱۸۸۴ میلادی، از توران‌السلطنه، دخترعموی شاه، زاده شد.

او علاوه بر تسلط بر زبان فارسی، عربی و فرانسه را نیز به خوبی می‌دانست.

او ازدواج ناموفقی با حسن‌خان شجاع‌السلطنه داشت و دخترانش از او گرفته شدند و نزد پدر و نامادری ماندند.

او در زمان حیاتِ پدرش، ناصرالدین شاه بسیار مورد توجه او بود اما بعد مرگ پدرش مورد نفرت مظفرالدین شاه قرار گرفت چرا که از مشروطه خواهان طرفداری می‌کرد و از روش تربیت در دربار و اختلاف طبقاتی دوران قاجار و رفتار درباریان انتقاد می‌کرد.

وی به مطالعه آثار ویکتور هوگو، ژان ژاک روسو و بیسمارک علاقه داشت و از آنها الهام می‌گرفت.

کتاب خاطرات او با نظارت منصوره اتحادیه در تهران منتشر شد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بیگم دختر هاتف، متخلص به رَشحه*

 (۱۱۹۸ قمری - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود.

پدر بیگم (هاتف اصفهانی)، شوهرش (میرزا علی اکبر، متخلص به «نظیری»)، پسرش (میرزا احمد متخلص به «کشته») و برادرش (سید محمد متخلص به «سحاب») نیز همگی شاعر بودند.

مقام شعری بیگم از برادرش «سحاب» بلندتر بود. او از سادات بود و مدح بعضی از دختران و پسران فتحعلی شاه قاجار می‌گفت. محمودمیرزا در تذکره نقل مجلس می‌نویسد رشحه شاعری بسیار توانا بود و «با لاله خاتون و مهری هروی و مهستی گنجوی که مهتر و بهتر شعرای نسوان می‌باشند همسر و برابر است.»

دیوان شعر بیگم به گفته محمودمیرزا سه هزار بیت شعر داشت که از بهترین و بزرگترین دیوان‌های یک زن شاعر ایرانی بود که در دست نیست. در تذکره نقل مجلس صدبیت از شعرهای او و ضمیمه دیوان هاتف هفتاد و پنج بیت آمده است.

تاریخ دقیق مرگ وی مشخص نیست ولی تا سال ۱۲۳۱ ق رشحه هنوز زنده بود.

 غم نه گر خاکم به باد از تندی خوی تو رفت ..

غم از آن دارم که محروم از سر کوی تو رفت..

گلشن خلدش شود گرجا نیاساید دگر..

رشحه مسکین که محروم از سرکوی تو رفت..

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

فاطمه خانم، مشهور به سُنبُل باجی،

 سوگلی حرمسرای فتحعلیشاه قاجار، که اهل منطقه رابر واقع در کرمان بود. آغامحمدخان قاجار، در سال ۱۲۰۹ هجری قمری، این زن را، هنگامیکه دختر بچه‌ای کوچک بود، با خود و جزو اسرای کرمان به تهران آورد و فتحعلیشاه در زمان ولیعهدی خود، با وی ازدواج کرد.

سنبل باجی از زنان خیلی باعرضه و باکفایت فتحعلیشاه بود و تمامی شاهزادگان و فرزندان شاه، از وی حساب می‌بردند. دختر این زن، فخرجهان خانم، ملقبهٔ به فخرالدوله نیز، از دختران بسیار متشخصه و باعرضه فتحعلیشاه بود.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ملک زاده خانم عزت الدوله، دختر محمدشاه قاجار و مهدعلیا بود.

او خواهر ناصرالدین شاه محسوب می‌شد. پس از مرگ محمدشاه، مهدعلیا به مدت ۴۵ روز و تا ورود موکب ناصرالدین میرزای ولیعهد از تبریز نیابت سلطنت را بر عهده داشت و طی این مدت به میرزا آقاخان نوری میدان بسیار داده بود و اورا نامزد صدراعظمی نموده بود.


با ورود شاه جوان متوجه شد که شاه صدراعظم خود را انتخاب نموده (میرزا تقی خان امیرکبیر) و لذا رابطه این دو نفر از ابتدا شکرآب شد. به ابتکار ناصرالدین شاه، عزت الدوله به ازدواج امیرکبیر درآمد تا مگر علقه خویشاوندی و محرمیت این رابطه را اصلاح کند. مهد علیا با ازدواج دخترش با یک آشپززاده مخالف بود.

پس از عزل امیر و قتل فجیع وی، عزت الدوله که هنوز در مرگ شوهر سیاهپوش بود، به فرمان مادر ابتدا با میرزا کاظم خان (پسر میرزا آقاخان نوری) و سپس با شیرخان اعتضادالدوله و بعد از آن با یحیی خان مشیرالدوله ازدواج نمود.

عزت الدوله در اواخر عمر می‌گفت: یک موی گندیده آن بچه آشپز، می‌ارزید به تمام هیکل این بچه اعیانها.

حاصل ازدواج عزت الدوله با امیرکبیر دو دختر به نامهای تاج‌الملوک و همدم الملوک بود که به ترتیب با پسردایی‌های خود مظفرالدین میرزا (مظفرالدین شاه بعدی) و مسعود میرزا (ظل السلطان بعدی) ازدواج نمودند. محمدعلی شاه به این لحاظ نوه مشترک ناصرالدین‌شاه، امیرکبیر، و عزت الدوله بوده‌است.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

عصمت‏الدوله

(۱۲۳۴، تهران-۱۲۸۵، تجریش) دختر ناصرالدین‌شاه. مادرش تاج‏الدوله دومین زن عقدی ناصرالدین‌شاه و دختر سیف‏الله میرزا پسر فتحعلی‏شاه بود. عصمت‏الدوله نخستین زن ایرانی بود که نواختن پیانو را آموخت. او را در دوازده سالگی به ازدواج دوستمحمدخان معیرالممالک درآوردند. عصمت‏الدوله از معیرالممالک صاحب چهار فرزند شد:

1.      عصمت‏الملوک معیری، همسر میرزا حسن مستوفی‏الممالک

2.      دوستعلی‏خان معیرالممالک

3.      فخرالتاج معیری

4.      دوستمحمدخان اعتصام‏الدوله

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

فخرالدوله

(توران آغا) یکی از دختران تحصیل‌کرده و شاعر ناصرالدین شاه قاجار و خازن‌الدوله، و خواهر تنی ِ فروغ‌الدوله بود.
او داستان‌های شفاهی ایرانی را مکتوب کرد.فخرالدوله شب‌هایی که نقیب‌الممالک، نقال‌باشی پدرش داستان‌گویی می‌کرد، پشت در نیمه باز اتاق خواجه سرایان می‌نشت و داستان‌ها را با دقت مکتوب می‌کرد و برای آن‌ها نقاشی می‌کشید.


از جمله داستان‌های امیر ارسلان رومی و زرین ملک را او مکتوب و مصور کرده است.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

فروغ‌الملک یا فروغ‌الملوک

که تخلص ولیه صفا داشت زنی هنرمند، عارف و مشروطه‌خواه بود که در نقاشی آبرنگ، فن پرداز، شعر، موسیقی و نوازندگی تار چیره‌دست بود و در سیر و سلوک عرفانی نیز مقام مرشدی داشت. فروغ‌الملک در کنار پدر و مادرش عضو انجمن اخوت بود و طرفدار آزادیخواهی و انقلاب مشروطه.

فروغ‌الملک دختر علی خان قاجار ظهیرالدوله (بنیان‌گذار انجمن اخوت) و فروغ‌الدوله (تومان آغا یا ملکه ایران، یکی از دختران تحصیل‌کرده و آزادیخواه ناصرالدین‌شاه) بود. پدر و مادر او در انقلاب مشروطه نیز شرکت داشتند چنانکه هنگام به توپ بسته شدن مجلس ملی، محمدعلی شاه دستور تخریب و غارت خانه آن دو را نیز صادر کرد. فروغ الملوک نیز به آزادگی و آزادیخواهی و طرفداری مشروطیت شهرت داشت.

فروغ الملک در کنار پدر و مادرش عضو انجمن اخوت (دراویش صفی علیشاهی) بود. از فروغ‌الملوک و خواهرش، ملک‌الملوک همراه با مادرشان، فروغ‌الدوله عکس‌هایی در لباس درویشی با کشکول و منتشا برجا مانده‌است. او «در سیر و سلوک به درجات بالا رسید و در مقام پیر (مرشد) به ارشاد نوآموزان می‌پرداخت».

فروغ‌الملک همچون مادرش شعر می‌گفت و تخلص «ولیه صفا» را برای خود برگزیده بود (تخلص شعری مادرش «صفا» بود). فروغ الملوک نقاشی را نزد کمال‌الملک آموخت و چند تابلوی نقاشی از وی باقی مانده است که یکی از آنها تابلوی آبرنگی از چهره برادرش، محمدناصرخان است و شیوه چهره‌پردازی آن شبیه سبک صنیع‌الملک بوده، با خط ریزی امضای «ولیه ۱۳۳۶» دیده می‌شود و زیر نقاشی با خطی درشت‌تر نوشته شده است «ظهیرالدوله محمدناصرخان قاجار. ایشیک آقاسی باشی». این تابلو در حراج کریستی لندن در سال ۱۹۸۹ با قیمتی بالا فرخته شد. او در نوازندگی ساز تار نیز از استادان عصر خویش شمرده می‌شد.

دوستعلی معیری (معیرالممالک) در یادداشت‌هایش نوشته است که فروغ الملک هرگز ازدواج نکرد اما در منابع دیگری آمده است که او را در نوجوانی به عقد سالارالسلطان کرمانشاهی درآوردند ولی از وی جدا شد و در خانقاه دراویش زندگی کرد. ولیه صفا در سن ۶۱ سالگی درگذشت.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 20:22  توسط آذین  | 

زنان دربار قاجار

گلین خانم اولین زن عقدی ناصرالدین شاه دختر شاهزاده احمدعلی میرزا (پسر فتحعلی شاه) و خواهر همان پروین خانم معروف استاولین پسر و ولیعهد ناصرالدین شاه از بطن این زن بود که سلطان محمودمیرزا نام داشت. سلطان محمود میرزا در کودکی درگذشت. گلین خانم دو دختر هم برای ناصرالدین شاه به دنیا آورد که اولی افسرالدوله و دومی فخرالملوک نام داشت.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

خجسته خانم (تاج‌الدوله) دومین زن عقدی ناصرالدین شاه، دختر سیف‌الله میرزا پسر دیگر فتحعلی شاه بود که بعد از جلوس ناصرالدین شاه بر تخت سلطنت به عقد ازدواج وی درآمد. خجسته خانم یک پسر و یک دختر برای ناصرالدین شاه به دنیا آورد. پسرش سلطان معین‌الدین میرزا دومین ولیعهد ناصرالدین شاه در کودکی درگذشت و دخترش عصمت‌الدوله با تشریفات باشکوهی که تا آن تاریخ نظیر نداشت به عقد ازدواج دوستمحمدخان معیرالممالک (پسر خزانه‌دار شاه که یکی از ثروتمندترین مردان عصر خود بود) درآمد. درباره این عروسی باشکوه که هفت شبانه‌روز به طول انجامید مادام کارلا سرنای ایتالیایی چنین می‌نویسد:

«همه مردم تهران در این جشن‌های باشکوه شرکت نمودند. نه تنها اشراف و ثروتمندان تهران برای حضور در این جشن‌ها دعوت شده بودند، بلکه آدم‌های ندار و حتی سربازان ساخلوی تهران نیز در ضیافت‌های عمومی که در محلات مختلف برپا شده بود به ترتیبی شرکت داشتند.

جهازیه کامل و بسیار مجللی در پشت شترها و قاطرها به خانه‌ای که برای عروسی ترتیب داده شده بود حمل گردید. نقل و انتقال این اسباب و اثاث ده روز طول کشید. روز دهم روی سینی‌های بزرگ نقره‌ای، جواهرات عروس را به همراه پنج میلیون سکه طلای ضرب شده، که مهریه وی را تشکیل می‌دادند به خانه عروس می‌برند.

بالاخره در پایان روز دهم، بعد از غروب آفتاب، پیل سفیدی که هودج زیبائی بر پشت آن گذاشته بودند، برای بردن عروس به اطاق حجله، در برابر قصر توقف کرد. ناصرالدین شاه که می‌ترسید پیل چموشی کند از دوستعلی خان (پدر داماد) خواست که وی نیز در کنار دست پیلبان بنشیند. تعداد کثیری به عنوان همراهان عروس به راه افتادند. تمامی بزرگان پایتخت علاقه داشتند که دختر شاه را تا خانه بخت بدرقه کنند.

مسافت بین قصر تا خانه داماد همه جا چراغانی شده بود. سربازان ساخلوی شهر نیز هر یک در لوله تفنگ خود شمع روشنی حمل می‌کردند. دیوارهای شهر با پارچه‌های گرانقیمت و شال‌های کشمیری تزئین شده بود و از قصر تا خانه داماد، زیرپای عروس قالی‌های گرانبها گسترده بودند. چراغانی بازار هم افسانه‌ای بود و دوستعلی خان پیشاپیش هزاران شمع به آنجا فرستاده بود تا سرتاسر بازار را غرق در نور کنند.

هرگز مردم به یاد ندارند که این چنین روز و شب زیبا و اینقدر دیدنی‌های خیره کننده در تهران دیده باشند…»

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

شکوه‌السلطنهسومین زن عقدی ناصرالدین شاه نیز مانند زنان عقدی اول و دوم او دختر یکی از پسران فتحعلی شاه به نام فتح‌الله میرزا شعاع‌السلطنه است. شکوه‌السلطنه در سال چهارم سلطنت ناصرالدین شاه به عقد ازدواج وی درآمد و پسری برای او به دنیا آورد که او را مظفرالدین میرزا نام نهادند. هنگام تولد مظفرالدین میرزا، زن محبوب دیگر شاه، جیران یا فروغ‌السلطنه هم باردار بود و چون ناصرالدین شاه به وی علاقه مفرطی داشت در انتظار ولادت پسری از بطن او از تعیین مظفرالدین میرزا به سمت ولیعهد خودداری نمود. اتفاقاً فروغ‌السلطنه در اولین زایمان پسری به دنیا آورد که بیش از یک هفته زنده نماند، ولی ناصرالدین شاه در انتظار ولادت پسر دیگری از بطن وی از معرفی مظفرالدین میرزا به ولیعهدی خودداری نمود.

دومین و سومین فرزند فروغ‌السلطنه هم پسر بودند که اولی را ملک قاسم میرزا و دومی را سلطان رکن ‌الدین میرزا نام نهادند. با این که مظفرالدین میرزا پسر بزرگتر و از یک شاهزاده خانم قاجار بود ناصرالدین شاه پسر کوچکترش ملک قاسم میرزا را به ولیعهدی برگزید.

با وجود این هر دو پسر جیران یکی پس از دیگری مردند و ناصرالدین شاه سرانجام مظفرالدین میرزا را به ولیعهدی انتخاب نمود و هم اوست که بعد از کشته‌شدن پدرش به نام مظفرالدین شاه بر تخت نشست.

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

فروغ‌السلطنه (جیران) که قبلاً از او نام بردیم دختر یک نجار فقیر تجریشی به نام محمدعلی خان بود، که در منابع مختلف مربوط به دوران سلطنت ناصرالدین شاه خیلی درباره زیبائی او قلمفرسائی کرده‌اند. یکی از کسانی که خیلی در وصف او سخن گفته دوستعلی خان معیرالممالک است که درباره او می‌نویسد: «جیران دختری از اهل تجریش و دارای چشمانی بود که هر بیننده‌ای را واله و شیدا می‌نمود. شاه نیز اسیر و شیفته چشم‌های آهویش شده و رفته رفته محبتش درباره وی به سرحد جنون رسید و ساعتی دور از او زیستن نمی‌توانست. از او دو پسر آورد که هر دو را ولیعهد خواند ولی یکی پس از دیگری درگذشتند… پدرم مکرر از دستگاه عظیم و شکارهای او در جاجرود برایم حکایت می‌نمود که هنگام سواری چکمه به پا می‌کرد و روبند را به دور سر پیچیده و در نهایت چالاکی بر روی زین قرار می‌گرفت.

دسته انبوهی از نوکر و قوشچی و تفنگداران و چاپلوس و غیره در رکابش سوار می‌شدند و از دور همه کس را گمان می‌رفت که کبکبه شاهانه است. اغلب در شکارگاه‌ها قوش مخصوص خود را به دست می‌گرفت و بر قله کوه آمده به کبک می‌افکند و هر کس صیدش را سرمی‌برید یک امپریال انعام داشت (امپریال پول طلای روس بود و هیجده قران ارزش داشت، ولی اکنون نایاب است و بهائی باورنکردنی دارد).

روزی شاه با جیران به قصد شکار سوار می‌شود و رفته رفته سوارها از دورش پراکنده شده به اطراف جیران گرد می‌آیند. شاه چون به پشت سر می‌نگرد بیش از دو سه سوار به همراه خویش نمی‌بیند و آنگاه خود نیز رکاب زده به جیران می‌پیوندد…»

درباره جیران، که نخست‌ از زنان صیغه ناصرالدین شاه بود و بعداً با لقب فروغ‌السلطنه جانشین یکی از زنان عقدی شاه به نام ستاره خانم شد گفته می‌شود برخلاف سایر ستایشگران جیران او را چندان زیبا نمی‌داند.

گفته می‌شود این دختر پیش از این که به وسیله مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه به او معرفی شود از خدمه ملکه مادر بوده «که نه زیبائی خاصی داشت و نه لطف و ملاحتی، و بر گونه چپ هم سالکی بزرگ داشت. با وجود همه اینها بر شاه نفوذ بسیاری پیدا کرد و مردم این نفوذ را در اثر سحر و جادو می‌دانستند.

وی موفق شد که تمام زنان عقدی را، که از آن پس ناگزیر در اندوه و عزلت به سر بردند از چشم شاه بیندازد. پدر وی که قبلاً نجار بود، به حکمرانی یکی از ولایات منصوب شد. برادر و یکی دیگر از خویشان نزدیکش، که هیچ کدام خواندن و نوشتن نمی‌دانستند به سمت فراش خلوت شاه برگزیده شدند. وی دو پسر و یک دختر به دنیا آورد.

پسر بزرگش قاسم خان (ملک قاسم میرزا) به ولایتعهدی برگزیده شد و جیران به قدرت رسید. نفوذ وی در تمام امور مملکتی عیان بود. شاه دیگر فقط به خاطر او و پسرش قاسم خان زندگی می‌کرد. شاه پسر دوم جیران را که هنوز در گهواره بود «امیر توپخانه» کرد و در عین حال به فرزندان دیگر زنان خود بی‌اعتنا بود…

اما دیری نگذشت که دو پسر و یک دختر جیران یکی پس از دیگری درگذشتند. جیران ناگهان از بالاترین درجات اقبال و سعادت به قعر فلاکت درغلتید. خود او هم از این لطمات جان سالم بدر نبرد و دیری نپائید که دق مرگ شد…»

فروغ السلطنه هنگام مرگ بیست سال تمام نداشت و ناصرالدین شاه مردی سی ساله بود. برای جیران مقبره‌ای در حضرت عبدالعظیم ساختند و ناصرالدین شاه تا پایان عمر، هربار که به زیارت حضرت عبدالعظیم می‌رفت ساعتی بر سر قبر جیران می‌نشست و می‌گریست و سرانجام پس از تیر خوردن در حرم حضرت عبدالعظیم، در حالی که دست بر روی زخم سینه نهاده بود خود را به آرامگاه جیران رساند و همانجا جان داد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 12:39  توسط آذین  | 

مهدعلیا

ملک جهان خانم ملقب به نواب علیه و مهدِ عُلیا (۱۲۲۰ - ۶ ربیع‌الثانی ۱۲۹۰، تهران) همسر محمد شاه و مادر ناصرالدین شاه قاجار بود.

ملک جهان خانم دختر امیر محمد قاسم خان قاجار قوانلو (ملقب به ظهیرالدوله) و بیگم جان خانم (دختر دوم فتحعلیشاه قاجار) بود.

در ۱۶ سالگی او را به عقد پسردایی‌اش محمدمیرزا که آن زمان ولیعهد بود درآوردند

او در ۲۵ سالگی، پسرش ناصرالدین میرزا و در ۳۰ سالگی، دخترش، عزت ملک (ملک نسا خانم) را به دنیا آورد.

محمد شاه با اینکه ناصرالدین میرزا را از ۵ سالگی به عنوان جانشین خود معرفی کرده بود چند بار قصد کرد پسر دیگرش عباس میرزا

(پسر خدیجه کردستانی که نسبش به شیخ‌های نقشبندیه می‌رسید) را ولیعهد کند.

در سال ۱۲۶۴ ق که محمدشاه درگذشت، مهد علیا پسرش را که در تبریز بود به تهران فراخواند و خود نیز به کمک هوادارانش و سفارت انگلیس برای ۴۵ روز امور مملکت را به دست گرفت و آرامش شهر را حفظ کرد.

 او به عنوان ملکه مادر نایب السلطنه شورای سلطنت را تشکیل داد.

مثلا حاج میرزا آقاسی وزیر محمدشاه را که هوادار عباس میرزا بود عزل کرد.

عباس میرزا و خدیجه کردستانی نیز که از جانب او احساس خطر جانی می‌کردند با کمک فرهاد میرزا معتمدالدوله به سفارت انگلیس پناه برده و در آنجا تحصن کردند

مهدعلیا بسیار باهوش بود.

بر ادبیات فارسی و زبان عربی مسلط بود، با موسیقی و آواز آشنا بود و خط ریز و خط درشت می‌نوشت.

شعر می‌گفت و در سخنانش از مثل‌ها و روایات زیادی استفاده می‌کرد.

او قرآن را به صورت دودانگ در آهنگ حجاز می‌خواند.

مهد علیا به ساختن و نوسازی بناها مانند باغ مادر شاه در مرقد شاه عبدالعظیم، مدرسه حکیم باشی (یا مدرسه مهد علیا)، ساختن بارگاه و بقعه زبیده خاتون، تعمیر و اتمام مسجد امیرقاسم خان، پدرش (یا مسجد مادر شاه) توجه داشت.

از مهد علیا چند سجع مُهر با عنوان‌های «ملک النساء العالمین»، «عصمة الدنیا و الدین» و … باقی است

مهد علیا در روزگار پادشاهی پسرش به نفوذ بالایی در کارهای کشور دست یافت.

دختر مهد علیا، ملک‌زاده خانم ملقب به عزت‌الدوله با وجود ناخرسندی مهد علیا در ۱۳ سالگی در روز جمعه ۲۲ ربیع‌الاول از سال ۱۲۶۵ ق.به همسری امیر کبیر درآمد و کینه او نسبت به امیرکبیر بیشتر شد.

او در جناح مخالف امیرکبیر تمام کوشش خود را برای مبارزه با اصلاحات وی و براندازی‌اش صرف کرد.

سرانجام امیر کبیر با دخالت او در سال ۱۲۶۸ در حمام فین کاشان به قتل رسید.

پس از مرگ امیرکبیر، موجب صدراعظم شدن میرزا آقا خان نوری اعتمادالدوله شد و دخترش عزت ملک خانم را که سیاهپوش امیرکبیر بود به اجبار به عقد میرزا کاظم خان پسر آقاخان نوری درآورد

برخی منابع اورا زنی منحط از لحاظ اخلاقی و روابط خصوصی می‌دانند.

حتی میرزا تقی خان امیر کبیر نیز در هنگام آخرین ملاقات با وی او را روسپی خوانده است.

او در سن ۷۰ سالگی در ۶ ربیع‌الثانی ۱۲۹۰ ق.، هنگامی که ناصرالدین شاه به سفر اروپا رفته بود در تهران درگذشت و در آرامگاه محمدشاه در قم دفن شد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 0:40  توسط آذین  | 

نقش زنان در دوران قاجار

«سنبل خانم»

از مردم کرمان بود که در جريان حمله‌ي «آغامحمدخان قاجار» به آن شهر و قتل و عام ساکنان آن‌جا به اسارت گرفته شد.

«آغامحمدخان» از مردم کرمان نفرت داشت.

دليل نفرت او از مردم کرمان، همکاري اهل اين شهر با «لطفعلي‌خان» زند بود. وي اين گناه را بر مردم کرمان نمي‌توانست ‌ببخشد.

«آغامحمدخان» در آغاز دستور داده بود که پيران و جوانان، زنان، مردان و کودکان اين شهر را سر ببرند و از سرهاي بريده‌ي آنان، مناره بسازند.

 اما بعد که جنون آدم‌کشي‌اش اندکي کاهش يافت، دستور داد تا از انداختن زنان و کودکان به درون آتش خودداري کنند اما چشم مردان را بدون توجه به سن و سال آنها درآورده و از آن‌ها مناره بسازند.

 در اين ميان، شمار بسياري از مردم کرمان از خطر مرگ جستند ولي از خطر کور شدن نتوانستند رهايي يابند.

شيوه‌ي کور کردن ديگران به‌عنوان تنبيه و انتقام، در تاريخ کشور ما پديده‌ي تازه‌اي نيست.

بارها از آن، جهت انتقام‌گيري استفاده شده‌است. از جمله مي‌توان به «نادرشاه افشار»، اشاره کرد که فرزند خود، «شاهرخ ميرزا» را که به او بدبين شده بود، کور ساخت.

 «فتحعلي‌شاه» که خود نيز در کشتارهاي آغامحمد خان نيز دست داشت، روزي ضمن عبور از شهر مشاهده مي‌کند که چند سپاهي ايلياتي، دختر جوان و زيبايي را در آغوش کشيده و قصد دارند بعد از تجاوز، او را به قتل برسانند.

 يکي از سپاهيان، مرتب با گرز خود بر فرق دختر مي‌کوبد تا او را بکشد اما عده‌اي از آنها اصرار دارند که بهتر است اول به وصالش برسند بعد نابودش سازند.

 دختر که زبان ترکي نمي‌فهمد ، ناله و شيون مي‌کند که او را نکشند. در چنين حالتي، موهاي بلند، آشفته‌ و شفاف، چشم‌هاي درشت و رنگ سبزه‌ي بدن او ، چنان شور و هيجاني در باباخان (فتحعلي‌شاه بعدها) ايجاد مي‌کند که از سپاهيان مي‌خواهد او را رها کنند.

در آن حالت، آنها که او را نمي‌شناسند، نمي‌پذيرند و او ناچار مي‌شود با ضربه‌اي که بر مغز سپاهي فرود مي‌آورد، دختر را از چنگ سپاهيان بيرون برد.

 همان شب باباخان از آن دختر کام مي‌گيرد و چون شيفته‌ي زيبائيش شده بود او را به عقد خود درمي‌آورد.

اين دختر همان «سنبل خانم» است که شاه به وي مهر فراوان مي‌ورزيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 1:35  توسط آذین  | 

تاجلی همسر شاه اسماعیل ... پری خان خانوم دخترشاه طهماسب اول

تاجلی دومین همسر شاه اسماعیل صفوی بود.

او تنها همسر شاه اسماعیل است که پا به پای مردان در جنگ شرکت می‌کرد و همچنین ندیمه نیز نداشت.

تاجلی، خود ندیمه بهروزه (زن سوم شاه اسماعیل) بود.او و بهروزه در جنگ چالدران به اسارت سلطان سلیم درآمدند، ولی تاجلی گریخت و به ایران بازگشت.

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

پری خان خانم (متوفی ۹۸۶ ه.ق./۱۵۷۸ م.) دختر شاه تهماسب اول دومین پادشاه سلسله صفویان و خواهر شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده، سومین و چهارمین پادشاهان صفوی بود.


پس از مرگ شاه تهماسب، اسماعیل دوم برای مدت کوتاهی برتخت نشست. در این مدت او مشغول خونریزی و خذف شاهزادگان صفوی شد.

خشونت بی حد و مرز او باعث ناخشنودی بزرگان قوم و امرا گردید و سرانجام منجر به برکناری و قتل او شد.

در این زمان پری خان خانم خواهر او از حمایت بعضی امرای قزلباش‌ها برخوردار بود و در به قدرت رسیدن محمد خدابنده که شاهزاده‌ای ناتوان و بیمار بود نقش کلیدی داشت.

پری خان خانم امیدوار بود پس از به تخت نشستن محمد نابینا خود کنترل قدرت را در دست داشته باشد اما در عمل اینگونه نشد و پری خان خانم یکسال بعد به قتل رسید.

در سالهای ابتدایی پادشاهی محمد خدابنده، همسر او خیر النساء بیگم و وزیرش میرزا سلمان قدرت زیادی یافتند.


 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 23:42  توسط آذین  | 

وضعیت اجتماعی زنان در ایران بعد از ورود اسلام..

هدف این بررسی خارج ساختن ساختار زن ایرانی از گذر تاریخ و تبیین این مهم است که زن و شخصیت او بیشتر متاثر جریان تاریخ بوده و حتی آنجا که به نظر می‌رسد عنصری اثر گذرا است ، این خاصیت را جامعه و تاریخ به او داده است.

وضعیت اجتماعی زنان در ایران در طول دوره‌های مختلف تاریخی و فرهنگی متفاوت بوده است.

مثلا در زمان هخامنشیان.  اشکانیان . ساسانیان . زنان از قدرت زیادی برخوردار بوده اند..

در زمان هخامنشیان، زنان حق ارث و مالکیت داشتند. با این حال، در تخت جمشید تصویر هیچ زنی وجود ندارد که آن را نشانه مردسالاری می‌دانند. اگرچه تصویر هیچ زنی دیده نمی‌شد ولی می‌توان در میان کتیبه‌ها و در میان ترجمه‌های آن نقش زنان را به خوبی مشاهده کرد به‌طوری‌که در آن میان زنان شغل و حقوق داشتند و در میان پدیدآورندگان و معماران تخت جمشید زنان نیز حقوق بگیر بودند و میزان حقوق انها در میان کتیبه‌ها نقش بسته است.

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

اما..

 تازیان نخستین مردمِ بى برگى نبودند که ایران را پیمودند. آخرین آنها هم نیستند; مقدونیان، ترکان، مغولان و تاتاران نیز فاتحانه بر این کهن بوم و بر پاى نهادند; پس چرا توفیق عربها از همگان بیشتر بود؟ چگونه شد که «ایرانى»، بیشترین وام را از دین و فرهنگ عربى ستانْد و آن دیگران را به آرامى راند یا در خویش حل کرد؟

امّا موضوع به سادگى تمام از این قرار است که ایرانیان، چه به تیغ اجبار و چه از سرِ رغبت ملّى، مجموعه بزرگى از باورها و رفتارهاى دینى را از بیگانه به وام گرفتند; و وام گیرى چه از سرِ ناچارى باشد و چه از روى علاقه، بستر مناسب مى خواهد. ملّتى که پویایى و استوارى دارد، هرگز تسلیم بیگانه نمى شود و مردمى که در بن بست افتاده باشند، براى رهایى، حاجتى به جبر بیرونى ندارند.

حمله عرب‌ها به ایران موجب پذیرش ارزش‌های عربی _ اسلامی در میان ایرانیان شد. ارزشهایی که زنان را از راس قدرت به زیر افکند.. و باعث شد تا هزار و اندی سال زنان جز خانه داری و زایش هیچگونه فعالیت اجتماعی نداشته باشند. و نسبت برابری را که خداوند برایشان موهبت فرموده بود از آنها گرفت.

در پیامدِ این واقعه بود که تاریخ ایران زمین در چرخشى سرنوشت ساز، وارد مدارِ دوران پس از اسلام گردید و دیگر، حیاتِ دینى و فرهنگى و اجتماعى و اقتصادىِ زنان با چنان نوزایىِ ژرفى همراه شد که رابطه کهن با دنیاى شاهنشاهى به تمامى گسست.

حال این سوال برایمان به وجود می آید؟

آیا در ایران قبل از اسلام زنان از هنرهای جنگاوری. کشتیرانی . تیراندازی . اسب سواری. نقاشی. که موجب فخر ایران میشد. برخوردار نبودند؟ آیا افتخارات جنگها مانند مردان مختص به زنان ایران نبوده است.؟آیا برابری میان زن و مرد در بین آنها دیده نشده است.؟

پس چگونه از آن همه جلال به سوی تاریکی ها کشیده شدند؟

اینک با مدارک و شواهد انکار ناپذیر به شما میگویم چرا این همه جلال و مکنت به یکباره  از میان رفت؟

با ورود اعراب مسلمان به ایران و فروپاشی سلسله ی ساسانی و بی کفایتی شاهان و فرار موبدان زرتشتی به کشورهای همجوار و از هم گسیختگی لشگریان ساسانی و بی دفاع ماندن مردم عامی از هجوم بی رحمانه ی اعراب وحشی که مانند انسانهای بی تمدن و بربر مردان را از دم تیغ گذراندند و به زنان زیبا و فرهیخته ی ایران زمین تجاوز کردند و فرزندان ایران را برای بردگی و کنیزی به اسارت کشیدند و ثروت ایران را به یغما بردند..

همین قدر کافی نیست تا زنان به دخمه ها و تاریک خانه ها فرار کنند تا از تجاوز بی رحمانه اعراب در امان باشند.

آیا به واقع نمی بینیم بانوی زیبای ایران و آن شکوه قدرت و عشق ((شهربانو ملکه ی ایران)) را از شهر و دیارش به اسارت ((نه، به خواری)) بردند و در یک حراج برده آن را نصیب حسین ابن علی کردندآن هم به عنوان کنیز!و آنچنان بی رحمانه با او که نماد قدرت ایران بود رفتار کردند که روز عاشورا سوار بر شتری از کربلا گریخت و به سرزمین مادریش فرار کرد..

آیا همه ی این زن بارگی ها از اسلام نشات نمیگیرد؟

آیا زنان بعد از اسلام روانه ی خانه و خانه داری و زایش نشده اند.؟ زنان هزار سال از قدرت وشوکت که روزگاری خداوند برایشان مهیا کرده بود عقب افتادند.؟

یکی از بزرگترین نقطه ضعف های اخلاقی اسلام در آن زمان زنباره بودن آنها بود.

اسلامگرایان بسیار کوشیده اند تا بفهمند، حداقل یکی از بزرگترین اهداف اسلام از جنگهایش و آنچه برایش تلاش میکرده چه بوده است؟؟

بسیار شنیده میشود که میگویند پیامبر با بیوه زنان و زنان بی سر پرست و فقیر ازدواج میکرده تا سرپرست آنها باشد و آنها را از سختی و مشقت خارج کند.

 اما براستی آیا ازدواج های صدراسلام همه از این دسته بوده است؟

 این نوشتار سعی در بررسی این موضوع با استناد به کتابهای معتبر تاریخی و دانش رایج اسلامی خواهد داشت.

 در مورد ستم و ظلم فراوان به زنان در آیین اسلام سخنهای بسیاری رفته است،

 اگر انسانی بخواهد دلیل این حقارت ها را بازرسی کند براستی باید زندگی خود پیامبر و رفتار و نگرش او نسبت به زنان را دنبال کند.

نقش زنان در اسلام تنها ماشینی برای  sex و یا مستخدم و فرمانبر چیز دیگری نبوده است. زنان در اسلام براستی کشتزارهایی بوده اند که مردان از هر دری بدانها وارد میشده اند.

میتوانید برای صدق این مطلب به  (سوره نساء آیه  34) مراجعه کنید.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

دراین میانه حمله مغول‌ها به ایران نیز تاثیر زیادی بر فرهنگ و جامعه ایران گذاشت. این تغییرات مستقیما بر وضعیت زنان ایرانی تاثیرگذار بود در زمان حکومت پادشاهان ایلام، مردسالاری در ایران حاکم بوده است.اختیار انتخاب همسر برای دختران به دست پدر دختر بود و پس از مراسم ازدواج، دختر به خانواده دیگر تعلق می‌گرفت.

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
 

در زمان "ولید دوم" خلیفه عباسی باز زنان به اندرونی‌ها بازگشتند.  زنان در این دوره دارای شخصیت حقوقی نبوده و همچون شی محسوب می‌شدند که فقط جهت رفع امیال  از آنها استفاده می‌کردند.

از دوره ی اسلام تا دوران مشروطه زنان همچنان در خانه ها و حرمسراها محبوس و حق هیچ اظهار نظری بر امور را نداشتند

با اینحال زنانی هم بودند که غیرت ایرانیشان نمیگذاشت در خانه ها بنشینند.

از آن جمله :

در زمان فتح تهران توسط مجاهدین مشروطه ایستادگی و مبارزات یک زن در کنار دیگر مجاهدین نقطه عطفی در نقش زنان در این جنبش است .

سردار بی بی مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عده‌ای سوار وارد تهران شده ودر خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حملهٔ سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عده‌ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق‌ها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید.

نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.

به هر حال قانون اساسی مشروطه (۱۲۸۵) ایران برای زنان حقی قایل نشده بود و حتی زنان را درکنار مهجوران و مجرمان از حق رای محروم کرده بود.

از دوران اسلام تا پیش از حکومت رضاشاه، قوانین به مردان اجازه حکومت بر زنان را می‌داد.

اگرچه اقدامات رضا شاه نتوانست اصلاحات اساسی برای احقاق حقوق زنان انجام دهد ولی او این حقوق را از راه‌های دیگری همچون: گسترش سیستم آموزشی و دعوت از زنان برای ساختن ایران به کمک زنان تحصلیکرده و کار در شغل‌هایی چون معلمی بهبود داد.

در دوران محمدرضا پهلوی، لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی به تصویب رسید و برای نخستین بار زنان حق رأی و نامزدی در انتخابات را به دست آوردند. اولین وکلای زن در مجلس شورای ملی ایران در سال ۱۹۶۳ در انتخابات سراسری رای آوردند و به مجلس راه یافتند

سازمان زنان ایران تشکیل شد و در اواخر دوره پهلوی مواردی از قانون حمایت خانواده ۱۳۵۴ تصویب گشت.

در سال ۱۳۲۸ حدود ۸٪ زنان باسواد بودند، در سال ۱۳۴۵ ۱۸٪ باسوادی دیده می‌شد و در سال ۱۳۵۰ بیش از ۲۶٪ زنان ایران باسواد بودند اما این میزان باسوادی در شهرها و روستاها تفاوت زیادی داشت، ۹٪ زنان روستایی توانایی خواندن و نوشتن داشتند و حدود ۵۰٪ از زنان شهری. در سال ۱۳۵۰ بیش از ۲۵٪ دانشجویان موسسه‌های آموزش عالی را زنان تشکیل می‌دادند، در سال ۱۳۵۴ ۲۹٪ و در سال ۱۳۵۷ حدود ۳۸درصد دانشجویان دانشگاه‌های ایران زنان بودند

تحقیقات متعددی نشان می‌دهند با وجود افزایش باسوادی زنان، نگرش آنان نسبت به نقش سنتی و نیز جایگاه فرودست خود تغییری نکرده بود.

 درست قبل از انقلاب سال ۱۳۵۷، ۱۵۰۰ زن در مقامهای ارشد مدیریتی در سطح کشور، ۲۲ زن در مجلس شورای ملی، ۵ شهردار، و ۳۳٪ کل مشاغل آموزش عالی ایران بر عهده زنان بود.

 در این دوران، دو زن (فرخ‌رو پارسا و مهناز افخمی) در مقام وزارت نیز خدمت نمودند.

همچنین زنان بسیاری در گروه‌های سیاسی فعالیت می‌کردند که از بارزترین آنها می‌توان به اشرف دهقانی اشاره کرد.

شاید بتوان گفت دوره ی شکوفایی زنان که از پس حرمسراها و خانه ها دو باره دیده شدند دوران مشروطه و اوج این بیدادگری زمان پهلوی بود.

اما نقش زنان پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ تا کنون..

ایران در سال ۲۰۰۹ از نظر شاخص تبعیض جنسیتی در گزارش مجمع جهانی اقتصاد در میان ۱۳۴ کشور در ردیف ۱۲۸ قرار گرفت.

 ایران در سال ۲۰۰۷ از لحاظ شاخص GEM که مرتبط با میزان مشارکت زنان می‌باشد در رتبه ۸۷ از میان ۹۳ کشور محاسبه شده قرار داشت

همچنین در سال ۲۰۰۶ ایران از نظر شاخص‌های توسعه مسایل زنان، در رتبه ۸۴ قرار داشت و میزان درآمد مردان به‌طور متوسط دو و نیم برابر زنان بود همچنین میزان بیکاری زنان در این سال ۱۷۰ درصد مردان بوده‌است.

مهم :

این نکته را هرگز فراموش نکنیم ....

که زنان بسیاری در انقلاب ۱۳۵۷ شرکت داشتند.

پس از انقلاب ۱۳۵۷، رعایت حجاب برای زنان اجباری شد. بر اساس قانون مجازات اسلامی، زنانی که حدود شرعی حجاب اسلامی را رعایت نمی‌کنند، می‌توانند به هفتاد ضربه شلّاق یا شصت روز حبس تعزیری محکوم شوند.

پس از انقلاب، دبیرستان‌های دختران و پسران از یکدیگر جدا شد. همچنین به استفاده از قانون مدنی پیش از انقلاب (قانون مدنی اسلامی) ادامه داده شد. به موجب این قانون میزان ارث فرزندان دختر نصف فرزندان پسر است و زنان از زمین ارث نمی‌برند (این قانون از سال ۱۳۳۰ باقی‌مانده‌است).

در پایان چند بیت شعر را ضمیمه این مبحث میکنم فقط برای آنکه دل خویش را آرام کرده باشم..

 

 من كه با دين عرب آميخته ام

                                               كيش و آيين را به تازى باخته ام

 

من كه نامم نام تازى گشته است

                                                 گه غلام اين و، گه آن گشته است

 

ميروم مشهد به پا بوس رضا

                                            گرچه فردوسى همانجا خفته است

 

من كه جشنم جاى نوروز و سده

                                               عيد فطر و عيد قربان گشته است

 

من كه بر گوشم چو روحم خسته است

                                                   زاهدى بانگ اذان را گفته است

 

بر سر هفت سين من هر نوبهار

                                              جاى شهنامه چو تازينامه است

 

من كه از دستم زبانم رفته است

                                                 آن شكر شيرين نباتم رفته است

 

من كه از پارسى به فارسى تن دهم

                                                  چون عرب با واژه ام بيگانه است

 

من كه قلبم با عزا پر گشته است

                                           با غم بيگانه دل آغشته است

 

 

من كه خرمدين ز يادم رفته است

                                                مهر ميهن از روانم رفته است

 

گرچه از بانگ خروس تا، بانگ شب

                                                  حلق من الله اكبر گفته است

 

من كجا ايرانيم تا ميهنم

                                       اينچنين بى يار و ياور گشته است

 

من كجا ايرانيم ؟

 

 

منتظر نظرهای شما عزیزان هستم..

چشم انتظارم نزارید..

تحقیقات یک زن ایرانی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 13:14  توسط آذین  | 

زنان در دوره های (غزنویان.... سلجوقیان.... مغول)

غزنویان:

زنان در دوران غزنویان حضور اجتماعی و سیاسی کمرنگی داشتند. با وجود اینکه آنان خود ترک بودند، کمرنگ‌تر از دوره‌های بعدی بوده‌است که ازجمله علل آن عدم آمادگی مردم ایران و تأثیرپذیری سلطان‌ها این دوره از قوانین دین اسلام بوده‌است. ازدواج‌های متقابل سیاسی بسیار رایج بوده‌است؛ بدین گونه که فرمانروایان برای آسوده‌خاطرشدن از جانب حاکمان دیگر، خواهر یا دختر یکدیگر را به نکاح خود در می‌آوردند.

در این دوره مهریه‌ها و جهیزیه‌های بسیار مفصل رایج بود. بانوان بطور غیر مستقیم در برخی مسائل سیاسی مانند مساله جانشینی سلطان‌ها و یا بستن پیمان‌های صلح و مانند آن نقش داشتند. از موارد دخالت‌های غیرمستقیم برخی از بانوان درباری از پشت پردهٔ حرمخانه می‌توان به دخالت‌های خواهر سلطان محمود غزنوی برای به قدرت رسیدن سلطان مسعود غزنوی اشاره کرد.

در این دوره حرم‌سراهای حاکمان پر از زنان عقدی، غیرعقدی و کنیزان بود. شماری از آنان که خوشبخت‌تر و خوش‌شانس تر بودند، برای خود مقام و منزلتی داشتند و تشکیلات مستقل و مفصل و خدمتکاران مختلف داشتند.

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

سلجوقیان:

در دوره سلجوقیان بانوانی که به سلطنت و حکومت می‌رسیدند و یا آنانی که مستقیم یا غیرمستقیم در کار حکومت شوهر یا فرزندان خود شریک بودند بسیار است.

در این دوره تعصبات مذهبی دوره غزنوی کم شده بود و زنان آزادی بیشتری داشتند. بویژه بانوان ترکی که نزدیکی بیشتری با دربار داشتند. از طرف دیگر شمار بانوان ترک وابسته به قبیلهٔ قنق که سلجوقیان نیز از آن بودند زیاد شد بود و در نتیجه تأثیرات سنت‌های قبیله‌ای ترکان بیشتر شده بود. در این دوره بانوان ترک کم‌کم مقام و جاهی را که در وطن قبلی خود در آسیای میانه داشتند، بدست آوردند و در مواردی برخی از آنان به مقامات مهم‌تری چون سلطانی و حاکمانی رسیدند. در این دوره کم‌کم بانوان از پس پرده بیرون آمدند و موقعیت خود را در اجتماع پیدا کردند و علت اصلی این شرایط مساعد افزایش نفوذپذیری سنت‌های قبیله‌ای و کاهش تظاهر و تعصبات مذهبی بود.

در این دوره با افزایش تسلط ترک‌ها در امور حکومتی، حضور و نقش بانوان ترک در سیاست نیز بیشتر شد.

مشهورترین زن این دوره ترکان خاتون بود که در امور سیاسی کشور دخالت مستقیم داشت و در سلطنت شوهرش با او شریک بود.

از جمله کارهای او دخالت در بر کناری خواجه نظام‌الملک (وزیر معروف ملکشاه) از وزارت بود.

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

مغول:

دوران مغول از نظر آزادی و قدر و منزلت بانوان در مقایسه با دوره‌ها دیگر کاملاً استثنائی و بی‌نظیر بود. در واقع در دوره‌های گوناگون تاریخ ایران پس از اسلام زنان هرگز رسما در امور سیاسی کشور مشارکت نداشتند. در سده‌های متمادی این تاریخ، یک دوران استثنایی از این لحاظ وجود دارد. در این دوران تا حدودی دوران برابری زن و مرد بوده‌است. در ایران هیچ‌گاه زن تا اندازه ای دوران توانایی و قدرت نداشته‌اند و در امور حکومت سهیم نبوده‌اند.

همسران و دختران سلطان‌ها مغول از قدرت و احترام بسیاری داشتند و زن اول سلطان مهم‌تر از سایر بانوان دیگر او بود و در کارهای شوهرش نقش داشت. زنان اول سلطان‌ها دست کم یکبار در عمر خود شانس سلطنت داشتند. برای نمونه اگر شوهرش می‌مرد، باید برای تعیین جانشینی او شورایی تشکیل می‌شد و تشریفات تشکیل این شورا لااقل یک سال طول می‌کشید و در آن مدت همسر اول سلطان مطابق قوانین مغول امور حکومت را بر عهده می‌گرفت. گاهی نیز اتفاق می‌افتاد که سلطان بنا به دلائلی مانند بیماری قادر به انجام وظائف نبود و در این شرایط همسر او و یا مادرش امور حکومت را بر عهده می‌گرفت و این شرایط تا حل و رسیدگی موضوع و یا تعیین جانشین دیگر ادامه داشت.

زمانی که سلطان جدید تعیین می‌شد، همسر او که در واقع مادر بزرگ‌ترین فرزند مذکر او بود نیز به عنوان خاتون معرفی شده و تاجی بر سر می‌نهاد. این خاتون‌ها خود درباری مجزا داشتند و هر خاتونی برای دربار خود بودجه مشخصی داشت. غالبا هر خاتون شهر و یا ولایتی داشت که از درآمدش برای دربار خود استفاده می‌کرد. مهمانی‌های خاتون‌ها و شرکت آنان در مجلس سلطان نیز تشریفات خاصی داشت. هر یک از آنان دستگاهی مانند دستگاه حکومتی داشتند که شامل افرادی مانند منشی، معتمد و... بود.

وظیفه اصلی معتمدان سرکشی به ولایت‌های بود که به خاتون آنان اختصاص داده شده بودند، آنان در واقع بر منزل‌ها، دکان‌ها و مزارع و اجاره دادن آنان نظارت داشتند. محافظت از جواهرات و لباس‌های گران‌بهای خاتون‌ها ار وظایف دیگر آنان بود. خاتون‌ها همچنین تعدادی کنیز و غلام و خواجه و تعدادی سپاهی برای محفاظت از دربار او داشتند. هزینه همه این خدمتکاران از خزانه خاتون تأمین می‌شد. با وجوداین مخارج، عایدات بسیاری وارد خزانه خاتون‌ها می‌شد، طوری که حتی مبالغی ذخیره می‌شد. در واقع طی دورهٔ امپراتوری مغول این خاتون‌ها ثروت بسیاری جمع کرده بودند و هر کدام خدم و حشم جداگانه‌ای داشتند.

در این دوره وظیفه اصلی زن در خانواده، فراهم آوردن آسایش شوهر و نظارت بر وضع سلاح و ساز و برگ جنگی او و تأمین آسایش خانواده و کودکان بوده‌است.

مارکوپولو که مدتی در میان قبائل ترک و مغول زندگی کرده و با رسوم آنان از نزدیک آشنا شده بود، می‌نویسد: زنهای تاتار (ترک و مغول) از لحاظ عفت و عصمت و وفاداری و وظیفه‌شناسی در برابر شوهرانشان بی‌نظیرند و مردان نیز نسبت به بانوان خود وفادار و مهربان‌اند؛ از این رو همیشه در خانواده صلح و صفا برقرار است. از دهان بانوان هرگز سخنان زشت شنیده نمی‌شود. پاکدامنی و حجب و حیایشان شایان توجه و قابل تحسین است (سفرنامهٔ مارکوپولو ص ۸۸).

بانوان ترک با مردان در حقوق با آنان برابر و در یک ردیف بودند. در تامین لزومات زندگی زن و مرد با هم تلاش می‌کردند و حتی شاید بانوان در این کوشش نقش پررنگتری داشتند.

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 22:44  توسط آذین  | 

بانوی دانشمند ایرانی

 پریــــن :

بانوی دانشمند ایرانی

او دختر کیقباد بود كه در سال ۹۲۴ قبل از مــیلاد هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای ایندگان از گوشه و كنار ممالك اریایی گرداوری نمود و یكبار كامل ان را نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه تبت گردیده است.

 

 از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است.  (کتاب فرزانگان ايران برگ 11)

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 21:32  توسط آذین  |