هدف این بررسی خارج ساختن ساختار زن ایرانی از گذر تاریخ و تبیین این مهم است که زن و شخصیت او بیشتر متاثر جریان تاریخ بوده و حتی آنجا که به نظر میرسد عنصری اثر گذرا است ، این خاصیت را جامعه و تاریخ به او داده است.
وضعیت اجتماعی زنان در ایران در طول دورههای مختلف تاریخی و فرهنگی متفاوت بوده است.
مثلا در زمان هخامنشیان. اشکانیان . ساسانیان . زنان از قدرت زیادی برخوردار بوده اند..
در زمان هخامنشیان، زنان حق ارث و مالکیت داشتند. با این حال، در تخت جمشید تصویر هیچ زنی وجود ندارد که آن را نشانه مردسالاری میدانند. اگرچه تصویر هیچ زنی دیده نمیشد ولی میتوان در میان کتیبهها و در میان ترجمههای آن نقش زنان را به خوبی مشاهده کرد بهطوریکه در آن میان زنان شغل و حقوق داشتند و در میان پدیدآورندگان و معماران تخت جمشید زنان نیز حقوق بگیر بودند و میزان حقوق انها در میان کتیبهها نقش بسته است.


اما..
تازیان نخستین مردمِ بى برگى نبودند که ایران را پیمودند. آخرین آنها هم نیستند; مقدونیان، ترکان، مغولان و تاتاران نیز فاتحانه بر این کهن بوم و بر پاى نهادند; پس چرا توفیق عربها از همگان بیشتر بود؟ چگونه شد که «ایرانى»، بیشترین وام را از دین و فرهنگ عربى ستانْد و آن دیگران را به آرامى راند یا در خویش حل کرد؟
امّا موضوع به سادگى تمام از این قرار است که ایرانیان، چه به تیغ اجبار و چه از سرِ رغبت ملّى، مجموعه بزرگى از باورها و رفتارهاى دینى را از بیگانه به وام گرفتند; و وام گیرى چه از سرِ ناچارى باشد و چه از روى علاقه، بستر مناسب مى خواهد. ملّتى که پویایى و استوارى دارد، هرگز تسلیم بیگانه نمى شود و مردمى که در بن بست افتاده باشند، براى رهایى، حاجتى به جبر بیرونى ندارند.
حمله عربها به ایران موجب پذیرش ارزشهای عربی _ اسلامی در میان ایرانیان شد. ارزشهایی که زنان را از راس قدرت به زیر افکند.. و باعث شد تا هزار و اندی سال زنان جز خانه داری و زایش هیچگونه فعالیت اجتماعی نداشته باشند. و نسبت برابری را که خداوند برایشان موهبت فرموده بود از آنها گرفت.
در پیامدِ این واقعه بود که تاریخ ایران زمین در چرخشى سرنوشت ساز، وارد مدارِ دوران پس از اسلام گردید و دیگر، حیاتِ دینى و فرهنگى و اجتماعى و اقتصادىِ زنان با چنان نوزایىِ ژرفى همراه شد که رابطه کهن با دنیاى شاهنشاهى به تمامى گسست.
حال این سوال برایمان به وجود می آید؟
آیا در ایران قبل از اسلام زنان از هنرهای جنگاوری. کشتیرانی . تیراندازی . اسب سواری. نقاشی. که موجب فخر ایران میشد. برخوردار نبودند؟ آیا افتخارات جنگها مانند مردان مختص به زنان ایران نبوده است.؟آیا برابری میان زن و مرد در بین آنها دیده نشده است.؟
پس چگونه از آن همه جلال به سوی تاریکی ها کشیده شدند؟
اینک با مدارک و شواهد انکار ناپذیر به شما میگویم چرا این همه جلال و مکنت به یکباره از میان رفت؟
با ورود اعراب مسلمان به ایران و فروپاشی سلسله ی ساسانی و بی کفایتی شاهان و فرار موبدان زرتشتی به کشورهای همجوار و از هم گسیختگی لشگریان ساسانی و بی دفاع ماندن مردم عامی از هجوم بی رحمانه ی اعراب وحشی که مانند انسانهای بی تمدن و بربر مردان را از دم تیغ گذراندند و به زنان زیبا و فرهیخته ی ایران زمین تجاوز کردند و فرزندان ایران را برای بردگی و کنیزی به اسارت کشیدند و ثروت ایران را به یغما بردند..
همین قدر کافی نیست تا زنان به دخمه ها و تاریک خانه ها فرار کنند تا از تجاوز بی رحمانه اعراب در امان باشند.
آیا به واقع نمی بینیم بانوی زیبای ایران و آن شکوه قدرت و عشق ((شهربانو ملکه ی ایران)) را از شهر و دیارش به اسارت ((نه، به خواری)) بردند و در یک حراج برده آن را نصیب حسین ابن علی کردندآن هم به عنوان کنیز!و آنچنان بی رحمانه با او که نماد قدرت ایران بود رفتار کردند که روز عاشورا سوار بر شتری از کربلا گریخت و به سرزمین مادریش فرار کرد..
آیا همه ی این زن بارگی ها از اسلام نشات نمیگیرد؟
آیا زنان بعد از اسلام روانه ی خانه و خانه داری و زایش نشده اند.؟ زنان هزار سال از قدرت وشوکت که روزگاری خداوند برایشان مهیا کرده بود عقب افتادند.؟
یکی از بزرگترین نقطه ضعف های اخلاقی اسلام در آن زمان زنباره بودن آنها بود.
اسلامگرایان بسیار کوشیده اند تا بفهمند، حداقل یکی از بزرگترین اهداف اسلام از جنگهایش و آنچه برایش تلاش میکرده چه بوده است؟؟
بسیار شنیده میشود که میگویند پیامبر با بیوه زنان و زنان بی سر پرست و فقیر ازدواج میکرده تا سرپرست آنها باشد و آنها را از سختی و مشقت خارج کند.
اما براستی آیا ازدواج های صدراسلام همه از این دسته بوده است؟
این نوشتار سعی در بررسی این موضوع با استناد به کتابهای معتبر تاریخی و دانش رایج اسلامی خواهد داشت.
در مورد ستم و ظلم فراوان به زنان در آیین اسلام سخنهای بسیاری رفته است،
اگر انسانی بخواهد دلیل این حقارت ها را بازرسی کند براستی باید زندگی خود پیامبر و رفتار و نگرش او نسبت به زنان را دنبال کند.
نقش زنان در اسلام تنها ماشینی برای sex و یا مستخدم و فرمانبر چیز دیگری نبوده است. زنان در اسلام براستی کشتزارهایی بوده اند که مردان از هر دری بدانها وارد میشده اند.
میتوانید برای صدق این مطلب به (سوره نساء آیه 34) مراجعه کنید.

دراین میانه حمله مغولها به ایران نیز تاثیر زیادی بر فرهنگ و جامعه ایران گذاشت. این تغییرات مستقیما بر وضعیت زنان ایرانی تاثیرگذار بود در زمان حکومت پادشاهان ایلام، مردسالاری در ایران حاکم بوده است.اختیار انتخاب همسر برای دختران به دست پدر دختر بود و پس از مراسم ازدواج، دختر به خانواده دیگر تعلق میگرفت.

در زمان "ولید دوم" خلیفه عباسی باز زنان به اندرونیها بازگشتند. زنان در این دوره دارای شخصیت حقوقی نبوده و همچون شی محسوب میشدند که فقط جهت رفع امیال از آنها استفاده میکردند.
از دوره ی اسلام تا دوران مشروطه زنان همچنان در خانه ها و حرمسراها محبوس و حق هیچ اظهار نظری بر امور را نداشتند
با اینحال زنانی هم بودند که غیرت ایرانیشان نمیگذاشت در خانه ها بنشینند.
از آن جمله :
در زمان فتح تهران توسط مجاهدین مشروطه ایستادگی و مبارزات یک زن در کنار دیگر مجاهدین نقطه عطفی در نقش زنان در این جنبش است .
سردار بی بی مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عدهای سوار وارد تهران شده ودر خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حملهٔ سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عدهای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاقها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید.
نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.
به هر حال قانون اساسی مشروطه (۱۲۸۵) ایران برای زنان حقی قایل نشده بود و حتی زنان را درکنار مهجوران و مجرمان از حق رای محروم کرده بود.
از دوران اسلام تا پیش از حکومت رضاشاه، قوانین به مردان اجازه حکومت بر زنان را میداد.
اگرچه اقدامات رضا شاه نتوانست اصلاحات اساسی برای احقاق حقوق زنان انجام دهد ولی او این حقوق را از راههای دیگری همچون: گسترش سیستم آموزشی و دعوت از زنان برای ساختن ایران به کمک زنان تحصلیکرده و کار در شغلهایی چون معلمی بهبود داد.
در دوران محمدرضا پهلوی، لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی به تصویب رسید و برای نخستین بار زنان حق رأی و نامزدی در انتخابات را به دست آوردند. اولین وکلای زن در مجلس شورای ملی ایران در سال ۱۹۶۳ در انتخابات سراسری رای آوردند و به مجلس راه یافتند
سازمان زنان ایران تشکیل شد و در اواخر دوره پهلوی مواردی از قانون حمایت خانواده ۱۳۵۴ تصویب گشت.
در سال ۱۳۲۸ حدود ۸٪ زنان باسواد بودند، در سال ۱۳۴۵ ۱۸٪ باسوادی دیده میشد و در سال ۱۳۵۰ بیش از ۲۶٪ زنان ایران باسواد بودند اما این میزان باسوادی در شهرها و روستاها تفاوت زیادی داشت، ۹٪ زنان روستایی توانایی خواندن و نوشتن داشتند و حدود ۵۰٪ از زنان شهری. در سال ۱۳۵۰ بیش از ۲۵٪ دانشجویان موسسههای آموزش عالی را زنان تشکیل میدادند، در سال ۱۳۵۴ ۲۹٪ و در سال ۱۳۵۷ حدود ۳۸درصد دانشجویان دانشگاههای ایران زنان بودند
تحقیقات متعددی نشان میدهند با وجود افزایش باسوادی زنان، نگرش آنان نسبت به نقش سنتی و نیز جایگاه فرودست خود تغییری نکرده بود.
درست قبل از انقلاب سال ۱۳۵۷، ۱۵۰۰ زن در مقامهای ارشد مدیریتی در سطح کشور، ۲۲ زن در مجلس شورای ملی، ۵ شهردار، و ۳۳٪ کل مشاغل آموزش عالی ایران بر عهده زنان بود.
در این دوران، دو زن (فرخرو پارسا و مهناز افخمی) در مقام وزارت نیز خدمت نمودند.
همچنین زنان بسیاری در گروههای سیاسی فعالیت میکردند که از بارزترین آنها میتوان به اشرف دهقانی اشاره کرد.
شاید بتوان گفت دوره ی شکوفایی زنان که از پس حرمسراها و خانه ها دو باره دیده شدند دوران مشروطه و اوج این بیدادگری زمان پهلوی بود.
اما نقش زنان پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ تا کنون..
ایران در سال ۲۰۰۹ از نظر شاخص تبعیض جنسیتی در گزارش مجمع جهانی اقتصاد در میان ۱۳۴ کشور در ردیف ۱۲۸ قرار گرفت.
ایران در سال ۲۰۰۷ از لحاظ شاخص GEM که مرتبط با میزان مشارکت زنان میباشد در رتبه ۸۷ از میان ۹۳ کشور محاسبه شده قرار داشت
همچنین در سال ۲۰۰۶ ایران از نظر شاخصهای توسعه مسایل زنان، در رتبه ۸۴ قرار داشت و میزان درآمد مردان بهطور متوسط دو و نیم برابر زنان بود همچنین میزان بیکاری زنان در این سال ۱۷۰ درصد مردان بودهاست.
مهم :
این نکته را هرگز فراموش نکنیم ....
که زنان بسیاری در انقلاب ۱۳۵۷ شرکت داشتند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، رعایت حجاب برای زنان اجباری شد. بر اساس قانون مجازات اسلامی، زنانی که حدود شرعی حجاب اسلامی را رعایت نمیکنند، میتوانند به هفتاد ضربه شلّاق یا شصت روز حبس تعزیری محکوم شوند.
پس از انقلاب، دبیرستانهای دختران و پسران از یکدیگر جدا شد. همچنین به استفاده از قانون مدنی پیش از انقلاب (قانون مدنی اسلامی) ادامه داده شد. به موجب این قانون میزان ارث فرزندان دختر نصف فرزندان پسر است و زنان از زمین ارث نمیبرند (این قانون از سال ۱۳۳۰ باقیماندهاست).
در پایان چند بیت شعر را ضمیمه این مبحث میکنم فقط برای آنکه دل خویش را آرام کرده باشم..
من كه با دين عرب آميخته ام
كيش و آيين را به تازى باخته ام
من كه نامم نام تازى گشته است
گه غلام اين و، گه آن گشته است
ميروم مشهد به پا بوس رضا
گرچه فردوسى همانجا خفته است
من كه جشنم جاى نوروز و سده
عيد فطر و عيد قربان گشته است
من كه بر گوشم چو روحم خسته است
زاهدى بانگ اذان را گفته است
بر سر هفت سين من هر نوبهار
جاى شهنامه چو تازينامه است
من كه از دستم زبانم رفته است
آن شكر شيرين نباتم رفته است
من كه از پارسى به فارسى تن دهم
چون عرب با واژه ام بيگانه است
من كه قلبم با عزا پر گشته است
با غم بيگانه دل آغشته است
من كه خرمدين ز يادم رفته است
مهر ميهن از روانم رفته است
گرچه از بانگ خروس تا، بانگ شب
حلق من الله اكبر گفته است
من كجا ايرانيم تا ميهنم
اينچنين بى يار و ياور گشته است
من كجا ايرانيم ؟
منتظر نظرهای شما عزیزان هستم..
چشم انتظارم نزارید..
تحقیقات یک زن ایرانی